آخ آخ آخ ....از يكسري كه مي گن من انقدر از دخترها بدم مي ياد كه خدا مي دونه و به ظاهر به دخترا محل نمي زارن اما نمي دونم چي ميشه كه بعضي موقعها همچين سنگ اون دختري كه ازش بد مي گفتند رو به سينه مي زنن كه خدا مي دونه.دو حالت داره :۱-يا پسره دروغ مي گفته ۲ـ يا دختره كارش رو خيلي خوب بلد بوده . و دلایل دیگه که من نمی دونم.
از اينم بگذريم.
اما يه چيز در مورد خانوما مي گم:
من شيفته اين اخلاق دخترام كه از همون روز اول همديگرو با اسم كوچيك صدا مي زنن اونم با چه ناز و اشوه اي(صداشون مي كشن).نمي دونم این کشیدن صدا چیه؟!!!!!!اگه کسی فهمید به ماهم بگه.
این دو مورد چیزهایی بود که من دلالش رو نمی دونم.لطفا به من کمک بدید.
با عرض سلام و خسته نباشید به تمام کسانی که مثل من از تابستان کمال استفاده را داشتند و به طور خیلی جدی وقت خود را صرف خوابیدن در شبانه روز کردند.
قبول دارم خیلی سخت بود ولی چه میشه کرد زندگی سخته دیگه و ما جوونا باید با اون کنار بیایم.
فقط امیدوارم در سال های آتی این بار سنگین مسئولیت (منظورم خاب سنگین هستش) از رو دوش ما به نحوی برداشته بشه.من یکی که خسته شدم انقدر انرژی صرف کردم.
هر سال نیت می کنم که سال دیگه این طوری نباشه و یه تحولی تو وجودم ایجاد کنم ولی چه کنم که نمیشه حس مسئولیت زیاد کمرم رو شکسته و باید رسالتم رو تو این زمینه به اتمام برسونم.
انشا الله که همه دکترها بتونن یه فکری به حال مشکل کمبود خواب بکنن تا ما جوونا مجبور نشیم شخصا وارد عمل بشیم و وقتمون صرف تامین کمبود خواب بکنیم.
مار را چگونه بايد نوشت؟
روستايي بود دور افتاده كه مردم ساده دل و بي سوادي در آن سكونت داشتند. مردي شياد از ساده لوحي آنان استفاده كرده و بر آنان به نوعي حكومت مي كرد. برحسب اتفاق گذر يك معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلكاري هاي شياد شد و او را نصيحت كرد كه از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا مي كند. اما مرد شياد نپذيرفت. بعد از اتمام حجت٬ معلم با مردم روستا از فريبكاري هاي شياد سخن گفت و نسبت به حقه هاي او هشدار داد. بعد از كلي مشاجره بين معلم و شياد قرار بر اين شد كه فردا در ميدان روستا معلم و مرد شياد مسابقه بدهند تا معلوم شود كداميك باسواد و كداميك بي سواد هستند. در روز موعود همه مردم روستا در ميدان ده گرد آمده بودند تا ببينند آخر كار، چه مي شود.
شياد به معلم گفت: بنويس «مار»
معلم نوشت: مار
نوبت شياد كه رسيد شكل مار را روي خاك كشيد.
و به مردم گفت: شما خود قضاوت كنيد كداميك از اينها مار است؟
مردم كه سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شكل مار را شناختند و به جان معلم افتادند تا مي توانستند او را كتك زدند و از روستا بيرون راندند.
نتیجه : گر مي خواهيم بر ديگران تأثير بگذاريم يا آنها را با خود همراه كنيم بهتر است با زبان، رويكرد و نگرش خود آنها، با آنها سخن گفته و رفتار كنيم. هميشه نمي توانيم با اصول و چارچوب فكري خود ديگران را مديريت كنيم. بايد افكار و مقاصد خود را به زبان فرهنگ، نگرش، اعتقادات، آداب و رسوم و پيشينه آنان ترجمه كرد و به آنها داد. منبع
آی کنکوری های کارشناسی ارشد مخصوصا صنایع بجنبید که وقت ذیغ.
تا چشم بهم بزنید می بینید که بهمن ماهه و سر جلسه کنکوریت.
برای اینکه بفهمید چقدر مسیر مشکل چند نونه سوال از سال های قبل میذارم:
انا لله و انا علیه راجعون.
داداش خسرومونم رفت.کی نوبت ماست خدا می دونه.
روحش شاد و یادش گرامی.

می دونين فرق خانمها با «آهن ربا» چيه؟
آهن ربا حداقل يه قطب مثبت داره!
خانمها مثل «راديو» هستن ...
هر چی می خوان ميگن... ولی هر چی بگی نمی شنون!
خانمها مثل «چسب دو قلو» هستن ...
اگه دستشون با گوشی تلفن مخلوط شد ، ديگه بايد سيم تلفن رو بريد!
خانمها مثل «رعد و برق» هستن ...
اول برق چشماشون می رسه ، بعد رعد صداشون!
خانمها مثل «ليمو شيرين» هستن ...
اول شيرين هستن ولی بعد تلخ ميشن!
خانمها مثل «گچ» هستن ...
اگه چند دقيقه مدارا كنين چنان سفت و سخت ميشن كه ديگه هيچ شكل و حالتی نمی گيرن!
خانمها مثل «كنتور برق» هستن ...
هر چند سال يكبار عدد سنشون صفر ميشه!
چرا خانمها نمی تونن «نقشه ها» رو درست بخونن؟
چون فقط ذهن مرد می تونه تجسم و درك كنه كه يك كيلومتر با يك سانتی متر نشون داده شده!
خانمها مثل «اينترنت» هستن ...
از هر موضوعی يه فايل اطلاعاتی دارن!
خانمها مثل «فلزياب» هستن ...
از نزديك طلا فروشی كه رد ميشن عكس العمل نشون ميدن!
خانمها مثل «موبايل» هستن ...
هر موقع كار مهمی پيش مياد در دسترس نيستن!

سايت Google Earth اسم خليج فارس را به خليج عربي تغيير تغببر داده ، اگر يك ميليون نفر اعتراض خودشون را به اين آدرس بفرستند ، Google مجبور به برگرداندن خليج فارس ميشه . شما كافيه بر روي لينك زير كليك كنيد و اسم و ايميلتون را بنويسيد و راي بدهيد .
ـ با هر کسی شروع به قلیان کشیدن نکنید، قلیان حرمت بسیار خاصی دارد و باید با اهلش بنشینید.
سعی کنید قلیان را در جایی بگذارید که دیگر نیازی به تکان آن نباشد. زیرا در صورت تکان دادن، ذغالها جابهجا شده و شما یک دفعه متوجه میشوید که کام قلیان پایین آمده است.
ـ اگر یکنفری قلیان میکشید که خوشبهحالتان! ولی اگر در جمع میخواهید قلیان بکشید، کسی که مسئول آمادهکردن ذغال بوده است، بعد از آوردن قلیان، میبایست آنرا چاق کند. همینکه قلیان چاق شد و شروع به کام دادن کرد، میبایست آنرا به بزرگترین فرد جمع که قلیان میکشد تعارف کند.
ـ برای تعارف کردن قلیان، شلنگ قلیان زا از انتهای دسته به سمت خودتان خم کنید، و سپس آنرا تعارف نمایید.
ـ قلیان را بسیار آهسته بکشید. از گرفتن کامهای تند به شدت خودداری کنید، زیرا این کار، سبب سوخته شدن سریع تنباکو خواهد شد.
ـ مدت زمان قلیان کشیدن در یک جمع (بسته به تعداد افراد)، فرق میکند. سعی کنید قبل از آنکه به شما بگویند، خودتان قلیان را به دیگری تعارف کنید.
ـ خوب است همیشه به محض آماده شدن قلیان و چاق شدن آن، مجددا بر روی گاز ذغال بگذارید. با این کار، به محض کم شدن کام قلیان، میتوانید ذغال آن را عوض کنید و دوباره کام قلیان را به حالت اول بازگردانید.
ـ موقع خروج دود از دهان، آن را به هیچ عنوان به طرف کسی فوت نکنید. بهترین کار آن است که دود را به سمت بالا بفرستید.
ـ هنگام قلیان کشیدن، میتوانید کتاب شعر بخوانید، موسیقی گوش دهید و یا با دوستتان به دردودل بپردازید. با انجام این کارها، از قلیان کشیدنتان بیشتر لذت خواهید برد.
ـ هیچگاه با ذغال قلیان، سیگارتان را روشن نکنید. اینکار در بعضی جوامع، به مراتب بالاتر از یک فحش ناموسی میباشد. اصلا سعی کنید جلوی قلیان سیگار نکشید. اینکار از حرمت قلیان میکاهد.
ـ همراه با قلیان، یک چیز شیرین میل بفرمایید، زیرا قلیان فشار خون آدم را پایین میاره و خدایی نکرده ممکنه از هوش برید. استفاده از چایوخرما، بسیار مرسوم میباشد.
ـ دور آخر شلنگ قلیان را هیچگاه باز نکنید. همیشه بگذارید یک دور شلنگ دور قلیان باقی بماند، سپس شروع به کشیدن کنید.
ـ هنگام اتمام کشیدن قلیان، شلنگ آن را حتما جمع نمایید و به هیچ عنوان آن را بر روی میز یا زمین پرتاب نکنید.
مدیریت انجمن قلیونی ها در یزد این مطلب را تایید می کند.
عاشقی را جگری می بايد احتمال خطری می بايد
نتوان رفت در اين ره با پای عشق را بال و پری می بايد
تو نئی مرد چنين دريايی رند شوريده سری می بايد
هست هر قافله را سالاري هر كجا پاست، سری می بايد
ناز پروردْ كجا، عشق كجا؟ عشق را شور و شری می بايد

ایام محرم را بر تمام شیعیان تسلیت می گویم
ای خدا مردم از بی حوصلگی.حوصله ی هیچ کاری رو دیگه ندارم. این علی رضا هم که دیگه آپ نمی کنه.البته اون که عاشقه به خاطر همینم دیوونه شده و دیگه آپ نمی کنه.ان شاالله خدا همه ی دل های عاشق رو نصیب همدیگه کنه.
خوب دیگه چشمتون رو درد نمی یارم.خدافظ.
چرا همه ما به دانشگاه عشق می ورزيم؟
الف) چون اگر دانشگاه نبود ما بی سواد مانده و در نتيجه معتاد می شديم
ب) چون اگر دانشگاه نبود پدران ما ثروتمند شده و از ياد خدا غافل می شدند
ج) چون اگر دانشگاه نبود مردم از داشتن الگوی موفق مديريت محروم شده
و جامعه دچار بحران مديريت می شد .
د) چون اگر دانشگاه نبود مقدار زيادی از وسايل آرايشی و لباسهای کوتاه و تنگ
روی دست فروشنده های آنها باقی می ماند .
البته مورد چهارم خیلی مهمه.
این نصیحت برای یه گروه خاصه:
بیشتر از نیم ساعت اونم با موبایل با طرف مقابل حرف نزنید چون آخر برج از رفاقتتون خسته می شید و به همش میزنید.
تبصره:دو تایی تون برید ایرانسل بخرید تا با استفاده از خدماتش از ۱۲ شب تا ۶ صبح به طور رایگان مخ همدیگر تیلیت کنید.
عیب این تبصره از نظر برخی دوستان:کل کلاس های ۸صبحتون رو خواب میمونید یا اینکه با تأخیر می یاد.
بازم يه سال تحصيلي ديگه شروع شد و قصه ي قديمي ورودي هاي جديد رو براي ما زنده كرد.
البته نيازي به گفتن نداره ولي براتون مي گم:
اكثر دختر پسرا كه با عينك دودي مييان دانشگاه يه سري هم از اين اكثريت كه انگار با عينك دودي
به دنيا اومدن چون كه تو سايه هم حاضر به برداشتن عينكشون نيستند.
حالا يه كم از دخترا براتون بگم :ماشاالله،انگار كه اومدن عروسي.يه خرمن كرم كه به صورت دارن،يه
انبار رژ لب كه به لباشون دارن،به اندازه يه مغازه آرايشي بهداشتي ريمل به چشم دارن و ....
منتها تمام اين صحبتا براي يكي دو هفته اوله از هفته ي سوم چهارم به بعده كه انگاري همشون
اومدن مجلس عذا.
ديگه بگذريم از اين حرفا انشالله كه سال تحصيلي خوبي داشته باشيد.

در جمع مثل يك فرد واقعي به نظر مي آييد ولي خيلي تودار ، خجالتي و ضعيف هستيد. سعي مي كنيد كه رازدار باشيد ، اگر با مشكلي مواجه شويد ترجيح مي دهيد پيش خودتان نگه داريد تا به كسي بگوييد . پس تعجبي نيست كه در خواب هم اخم مي كنيد.

خيلي باهوش هستيد و مشتاق يادگيري ، هنوز بعضي وقت ها ذهنتان آكنده از عقايد غيرعادي است كه مردم به سختي از آن پيروي مي كنند . از خانواده تان به خوبي مراقبت مي كنيد . مشكل اين است كه به ندرت كسي را دوست مي داريد و يك كم مشكل پسند هستيد.

هركس كه به اين شكل مي خوابد دل مشغولي دارد و در پذيرفتن تغييرات دچار مشكل مي شود . تنهايي را بيشتر از هر چيز دوست داريد. مقدار آزادي اي که داريد تا حدي مطابق ميل شماست..

احساس تنهايي و افسردگي مي كنيد چون فكر و ذكرتان معطوف ناكامي ها و شكست هاي گذشته است. دو دل و مردد هستيد و اين گمان را در بقيه ايجاد مي كنيد كه عشق در زندگي شما گم شده است.

خودخواه و كينه توز واژه هايي است كه شما را توصيف مي كند. اطرافيانتان مراقب هستند كه پاي شما را لگد نكنند، چرا كه شما به راحتي عصباني مي شويد.

خيلي ايرادگير هستيد و هميشه مي ناليد و شكايت مي كنيد. شايد اسم دوم شما (عصباني ) باشد . به آساني عصباني مي شويد و به خاطر مسائل كوچك ، بيش از حد هيجان زده مي شويد. زندگي معامله آن چنان بزرگي نيست ، ياد بگيريد كه راحت باشيد.

خيلي فهميده ، مؤدب ، محترم و مهربان هستيد . خوب هيچ چيزي كامل نيست ، اعتماد خود را تقويت كنيد و ياد بگيريد كه اشتباه يا نقايص خود را بپذيريد . در اين صورت شادي در انتظار شماست.

شما انسان مطمئني هستيد. درهر كاري كه به عهده بگيريد ، به دليل كوشش بي امان خودتان موفق خواهيد شد. مي گويند كساني كه به پهلوي راست مي خوابند و بازوي راستشان زير سرشان است ، آينده خوب و قدرت در انتظارشان است.

چه روح آزادي خواهي ! اين حالت هويت واقعي شما را نشان مي دهد. دلداري، عشق، زيبايي و پرستش. همين طور خيلي ولخرج هستيد اما خوشبختانه به همان نسبت هم پول به دست مي آوريد. عادت بد شما اين است كه كمي كنجكاو هستيد و به نظر مي رسد كه از شايعه پراكني لذت مي بريد.

مثل اين كه كوته فكر هستيد ، همين طور خيلي خودمختار و خود رأي ، و هميشه مردم را مجبور به برآورده كردن نيازهاي خودتان مي کنيد . احتمالا بي پروا و بي هدف هم هستيد.
نویسندگان:صنف حسودان به مهندسی صنایع
چوپاني مشغول چراندن گله گوسفندان خود در يك مرغزار دورافتاده بود. ناگهان سروكله ي يك اتومبيل جديد كروكي از ميان گرد و غبار جادههاي خاكي پيدا ميشود. راننده آن اتومبيل كه يك مرد جوان با لباس Brioni ، كفشهاي Gucci ، عينك Ray-Ban و كراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبيل بيرون آورد و پرسيد: اگر من به تو بگويم كه دقيقا چند راس گوسفند داري، يكي از آنها را به من خواهي داد؟
چوپان نگاهي به جوان تازه به دورانرسيده و نگاهي به رمهاش كه به آرامي در حال چريدن بود، انداخت و با وقار خاصي جواب مثبت داد.
جوان، ماشين خود را در گوشهاي پارك كرد و كامپيوتر Notebook خود را به سرعت از ماشين بيرون آورد، آن را به يك تلفن راه دور وصل كرد، وارد صفحه NASA روي اينترنت، جايي كه ميتوانست سيستم جستجوي ماهوارهاي ( GPS) را فعال كند، شد. منطقهي چراگاه را مشخص كرد، يك بانك اطلاعاتي با 60 صفحه كاربرگ Excel را به وجود آورد و فرمول پيچيدهي عملياتي را وارد كامپيوتر كرد.
بالاخره 150 صفحهي اطلاعات خروجي سيستم را توسط يك چاپگر مينياتوري همراهش چاپ كرد و آنگاه در حالي كه آنها را به چوپان ميداد، گفت: شما در اينجا دقيقا 1586 گوسفند داري.
چوپان گفت: درست است. حالا همينطور كه قبلا توافق كرديم، ميتواني يكي از گوسفندها را ببري.
آنگاه به نظاره ي مرد جوان كه مشغول انتخاب كردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبيلش بود، پرداخت. وقتي كار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او كرد و گفت: اگر من دقيقا به تو بگويم كه چه كاره هستي، گوسفند مرا پس خواهي داد
مرد جوان پاسخ داد: آري، چرا كه نه!
چوپان گفت: تو يك مشاور (مهندس صنايع) هستي.
مرد جوان گفت: راست ميگويي، اما به من بگو كه اين را از كجا حدس زدي؟
چوپان پاسخ داد: كار سادهاي است. بدون اينكه كسي از تو خواسته باشد، به اينجا آمدي. براي پاسخ دادن به سوالي كه خود من جواب آن را از قبل ميدانستم، مزد خواستي. مضافا، اينكه هيچچيز راجع به كسب و كار من نميداني، چون به جاي گوسفند، سگ مرا برداشتي.
این مطلب رو پست کردم تا به جمیع دوستان اعلام کنم که مهندسین صنایع انسان هایی کاملا انتقاد پذیر هستند.حالا دیگه قضاوتش پای خودتون.
1- همواره به خود یادآور شوید که اینجا هستید تا درس های فردا را فرا گیرید.
2- در روند تکامل خود حضور داشته باشید و به آنچه در سر می گذرانید توجه کنید.
3- در انجام اعمالی که شما را قادر می سازد درس هایی که به شما داده می شود را فرا بگیرید کوشا باشید.
4- جویای پاسخ هایی شوید که آنها را خواهید یافت.
5- با قلب باز بشنوید.
6- همه ی انتخاب ها را بجویید.
7- قضاوت خود را چون آینه ای ببینید.
8- هر بحران را چون فرصتی ببینید.
9- به خود اعتماد داشته باشید.
10- به خود ایمان داشته باشید.
11- با خود همدردی کنید.
12- به یاد داشته باشید که هیچ اشتباهی وجود ندارد،هر اشتباه فقط حکم یک درس را دارد.
13- خود را دوست داشته باشید اما خود خواه نباشید وبدانید اگر به انتخواب خود اعتماد کنید همه چیز امکان پذیر است.
مى میرم برایت
باشی نباشی می سرایم چشم هایت را
آیینه می بندم شب خیس دعایت را
زیبای من! از دفترم شعری بخوان امشب
در گوش خود می خواهم آهنگ صدایت را
در موج لیلایی ترین ترفند ها گم کن
مجنون گندمزار بر شانه رهایت را !!
نامهربانی تا چه اندازه ،بگو تا کی
باید ببینم روی قلبم جای پایت را؟
از هم جدا،اما نسیم عشقمان باخود
می آورد هر روز عطر خنده هایت را
حک می کنم روی اقاقی های بالا دست
این جمله ی معروف،می میرم برایت را...
شاعر:سید محمد بابامیری
باید خدمتتون عرض کنم که جناب آقای مهدی ابتکاری با معدل ۶۴/۱۸ شاگرد اول ترم چهارم
گروه ما شدند.
فقط میتونم بگم که ماشاالله به این همت استوار مهدی جان.![]()
Copyright © 2008 All rights reserved © Power By: JAHAD BOYS™